![]() |
![]() |
|
| فرار از حصار خویشتن |
|
یا واحد ابتدائا سلام و تشکر از خدمت تمامی دوستان بزرگوار به خصوص برخیز ، کوچ پرستو و داد و بیداد ... گرچه خود را از دوباره گویی و ارائه تحلیل های تکراری بر حذر می دارم اما نکته ای برای من هم چنان عجیب و غیر قابل قبول است ... نقش و جایگاه آیه الله رفسنجانی در دولت عدالت محور دکتر احمدی نژاد :
دوستی می گفت نگران انقلاب نباشید ، آخرش حمله نظامی است ، آن موقع هم خدا کریم است ... دولت دست نشانده تشکیل می شود و بعد هم کابینه و ... تا آقای هاشمی را داریم نباید غصه بخوریم ... ایشان از قدرت روابط عمومی بالایی برخوردارند ! حالا چه دولت اصلاحات ، چه دولت عدالت و چه دولت استعمار ... ... و دست آخر دست نوشته ای صرفا به بهانه بزرگداشت یاد و خاطره یگانه ی سینمای ایران ( گر چه ناقص است اما ... ) : و یک نکته انتهایی اینکه دوستانی که تمایل به تبادل لینک در یکی از گروه های تعریف شده در وبلاگ رو دارند می تونن در بخش های "همراه شو عزیز" ، "تنها نمان به درد" و یا "زنده باد مخالف من" درخواست شون رو مطرح کنند ... پیشاپیش از لطف همگی دوستان سپاسگزارم ... تا فرصتی دیگر خدا یار و نگه دار همگی یا باقی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 15:22 توسط محمدعلی |
|
|
بسم الله
ابتدا سلام به همراهان دوست داشتنی و بزرگوار این مطلب رو باید چند مدت پیش می نوشتم اما با توجه به مشغله های روزمره امکان نگارش آن تا کنون پیش نیامد... ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ جدای از همه مباحث جنبی و مسائل حاشیه ای ، شاید یکی از تنها اتفاقاتی بود که در عمر ۲۶ ساله انقلاب اسلامی همه بر روی کلیت و اصل و اساس آن به توافق نسبی رسیدند ، به همین لحاظ شاید بتوان لانه جاسوسی را به نوعی یک ویترین همگانی از تقریبا (۱) تمامی نیروهای فعال سیاسی آن زمان دانست.
این ادعا با استناد به دو دلیل قابل اثبات است: ۱- احزاب ، گروه ها و تشکل هایی که در حمایت از این حرکت بیانیه صادر کردند ( از نهضت آزادی گرفته تا گروه های چپ گرای افراطی ) ۲- افرادی که آنجا حاضر بودند و اکنون هر کدام به چهره و نماد و یا عضو یکی از جریان های فعال درآمده اند : یک- محمد رضا خاتمی ... دبیرکل جبهه مشارکت ( اضافه کنید محسن میردامادی و علی شکوری راد و شمس الد ین وهابی و ... ) دو- بی طرف ... کارگزاران سازندگی سه- حاتم قادری ... تئوریسین جریان سکولار ( و دکتر سینایی البته اگر نام خانوادگی ایشان را صحیح به کار برده باشم ) چهار- فروز رجایی فر ... صاحب امتیاز نشریه دوکوهه و رئیس NGO استشهادیون پنجم- موسوی خوئینی ها ... مجمع روحانیون مبارز ششم- ابراهیم اصغرزاده ... حزب همبستگی ایران اسلامی و چهره های شاخص بسیار دیگر ... به هر ترتیب جدای از حاشیه ها و جوانب ۱۳ آبان این نکته همیشه مغفول مانده است که ۱۳ آبان در بدو تولد خود حرکتی توافقی و می توان گفت اجماعی بوده است اما اینکه بعدها چه شد که حب عده ای و بغض عده ای دیگر را در برداشت سوالی است که باید حل آن را به دست تاریخ سپرد... منتظر نظرات همگی بزرگواران هستم تا فرصتی دیگر ... یا دائم ۱- علت به کار بردن لفظ تقریبا این است که در میان احزاب و گروه ها و شخصیت های موثر آن زمان معدود چهره هایی بودند که از بدو امر بنای مخالفت با این حرکت را برداشتند ... نکته جالب آنجاست که در میان احزاب و گروه ها آنچنان که حضور ذهن دارم تنها فداییان خلق (اگر اشتباه است دوستان تذکر دهند تا اصلاح کنم) و در میان شخصیت ها نیز عده ای از چهره های سیاسی علنا یا در محافل خصوصی به مخالفت با این اقدام دست زدند ... و نکته جالب تر اینکه در میان این چهره ها می توان نام پاره ای از بزرگان جناح اصولگرا را مشاهده کرد ، چندی پیش نیز موسوی خوئینی ها در مصاحبه ای با خبرگزاری دانشجویان از تلاش های عده ای برای کمونیستی جلوه دادن وی ( و شاید حرکت تسخیر سفارت آمریکا ) سخن گفته و نام یکی از نویسنده ها را نیز بیان کرده بود که مساله ارتباط وی با پاره ای از نهاد های اصولگرا و حتی گرفتن اطلاعات و خط مشی از آنها مدتها در محافل سیاسی شنیده می شد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 4:25 توسط محمدعلی |
|
|
یا حق
با سلام خدمت تمامی دوستان گرامی و تبریک عید فطر تا به حال شخص من به وبلاگ ها و سایت های زیادی برخورد کردم که بدون ارائه هیچ گونه تحلیلی صرفا به فحاشی علیه مسئولین ، نظام کنونی ، دین اسلام و یا حتی نوع دین و مذهب و خدا و ... می پردازندو از هر روشی برای این کار استفاده می کنن : از عکس و کاریکاتور گرفته تا جوک و تمسخر و فحاشی و ... هر چه هم به بالا تا پایین وبلاگ یا سایت نگاه می کنی می بینی اندیشه محکم و منسجم و مشخص جایگزینی در آن به چشم نمی خورد و گویا تنها چیزی که خوشایند این دوستان است رقابت در مسابقه فحاشی و تمسخر و اهانت و در یک کلام رادیکالیزم (تندروی) است ... انگار هر کسی بیشتر و با مزه تر و جالب تر و زننده تر و تند تر بنماید بهتر و با ارزش تر است ... جالب تر آن که این دوستان در مقابل دیدگاه های منتقد حتی دیدگاه های رادیکال اما مبنایی و اندیشمندانه واکنشی بسیار زننده تر انجام می دهند ... وضع چنان شده که اگر شما مشکلی با فیلترها نداشته باشید می توانید حتی تخصصی تر هم وارد مساله شوید ... مثلا فلان سایت محل عکس های ... روحانیون یا فلان وبلاگ محل ... این گونه سایت ها و وبلاگ ها و یا بهتر است بگویم دیدگاه ها عمدتا موضع اثباتی واضحی نداشته و غالبا رویکرد نفیی دارند و اصولا خود را فاقد هر گونه شناسنامه و یا هویتی (از نظر فکری) نشان می دهند و بنابراین راحت و با خیال آسوده (بدون ترس از ظهور تناقض در دیدگاه ارائه شده شان) به بیان مواضع خود می پردازند (گرچه من معتقدم که اصولا فکر قابل اعتنایی پشت این قبیل افکار نیست ولی اگر هم باشد ترس از بیان آن برای رو نشدن دست صاحب دیدگاه موجب کتمان آن می شود)... به هر ترتیب این مساله (نداشتن فکر و دیدگاهی اثباتی) در عین حال امتیاز بسیار بزرگی هم به حساب می آید چون همان طور که قبلا هم گفتم دست صاحب دیدگاه را برای بیان هر چیزی باز می دارد. این میل روزافزون برای تندروی جدای از آنکه میلی نکوهیده است و صاحبان آن را به نابودی کشیده و از داشتن دیدگاهی عقلایی و صحیح محروم می کند و آنها را به انزوا می کشاند صدمات نابخشودنی نیز بر کل جریانات انتقادی وارد می کند. شما هنگامی که فی المثل روزنامه های موافق وضعیت کنونی را ورق می زنید بعضا خواهید دید که در آن به استناد چند نوشته یا سخنرانی یا موضع گیری یا ... به اعلام جرم علیه کل جریان منتقد دست می زنند و همه را متهم و محکوم می کنند و سپس فضا به سمت القای فضای دو قطبی سیاه و سفید و جو تقابل می کشانند ... همیشه هم با رادیکال شدن فضا تنها سابقه ای انقلابی برای دو طرف ماجرا باقی می ماند که یکی با استناد به آن وفاداری خود را به نظام نشان دهد و دیگری به اپوزسیون خارج از کشور و در این بلبشو چیزی گیر این و آن بیاید. ... و صد البته در این میان آنان که اندیشه اصلاح دارند از دو طرف متهم به سازشکاری یا نفوذی بودن می گردند و در میان این پرس و فشار دو سویه به ناچار فضا را به دو قطب دعوا می سپارندو میدان را برای کارزاز آنان خالی می کنند(همین استراتژی ای که اکنون بسیاری از نیروهای اصلاح طلب در پیش گرفته اند و سکوت را ترجیح می دهند و با این کار فضا را برای تندرو ها به ناچار باز گذاشته اند و این گونه هم که شاهد هستیم روز به روز بیشتر و بیشتر به سمت و سوی فضای تقابل چه در خارج و چه در داخل پیش می رویم)
(عکس بالا از یک سایت اینترنتی گرفته شده است که در آن همه از جمله موسوی خوئینی ها ، عبدالله نوری ، سید محمد خاتمی ، مهدی کروبی و حتی کسی مثل کمال خرازی یا شریعتمداری تروریست خوانده شده اند ... )
به هر حال این داستان در زمینه وبلاگ ها و سایت ها و کلا فضای مجازی نیز صادق است ، چه این گونه برخوردها حاکمیت را نسبت به این فضاها حساس کرده و در نتیجه نظارت حاکمیت و تحدید آزادی ها بیشتر و بیشتر می شود و این تندروی و واکنش حاکمیت نسبت بدان به مانند سیکل معیوبی ادامه خواهد داشت و در پایان بازی، صرفا دو طرف رادیکال که متاسفانه تنها همان دو از قدرت برای ادمه بقا بهره مندند می مانند و صداهای گمنامی که قصد داشتند آرام آرام حرکتی زیربنایی و بنیادین و اصولی انجام دهند قربانی کورس قدرت افراط گرایان می شوند... مانند همیشه منتظر نظرات شما هستم تا حرف و حدیثی دیگر در پناه ایزد منان یا دائم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 3:29 توسط محمدعلی |
|
|
یا اول
با سلام دوباره به همه دوستان اول از همه دوست دارم نقد آقای ظهوری از وبلاگ حقایق پنهان بر وبلاگ من که البته خیلی وقت پیش زحمتش رو کشیدند بخونید. اول هشت سال پیش وقتی خاتمی با شعارهای سیاسی-اجتماعی خودش که در تقابل و تضاد با سیاست های دولت ۸ ساله گذشته هاشمی در آن زمان بود بر کرسی ریاست جمهوری نشست هیچ کس گمان نمی کرد خاتمی پیرو راستین دنباله فکری و چهره آپدیت شده هاشمی است ... خاتمی آرای خود را مدیون مواضع ظاهرا مخالف با سیاست های کهنه شده هاشمی بود آرای خاتمی نه آن چنان در حمایت و پشتیبانی از سیاست ها و شعارها و افکار او بود بلکه رای بر ضد نظام استبداد زده و یکدست شده و بیمار حاصل از ریاست جمهوری هاشمی بود. دوم شب آخر تبلیغات دور اول انتخابات قدم زنان در خیابان انقلاب می رفتم که پسری ۱۶-۱۷ ساله توجهم را جلب کرد. در آن وقت شب در حالی که مظلومانه ایستاده بود برگه هایی را پخش می کرد و چیزی می گفت آن هم درست میان دو ستاد انتخاباتی هاشمی که ۱۰۰ متری با هم فاصله داشتند. نزدیکش رفتم برگه ای را به دستم داد و گفت رای بر ضد نظام کاخ نشینی ... تبلیغات احمدی نژاد بود. با خنده پرسیدم نظام کاخ نشینی یعنی چه؟ گفت چند قدم بالاتر برید خواهید دید و من خندیدم و گفتم همین چند قدم پایین تر دیدم و او هم به نشانه رضایت و با غرور خاصی خندید ...
... هشت سال بعد تنها کسی که راز موفقیت خاتمی را دریافت احمدی نژاد بود و شعارهای اقتصادی اش. سوم وزرای کشور و فرهنگ خاتمی اما همه از تیم کارگزارن سازندگی ساخته و پرداخته هاشمی بودند و وزیر اطلاعات هم که ... تیم اقتصادی خاتمی نیز همان نوربخش و ... بودند. اما گفتن دوباره از تیم اقتصادی احمدی نژاد البته شاید تکرار مکررات باشد... به راستی آیا احمدی نژاد هم مثل خاتمی است؟ این سوالی است که شاید مرحوم نسیم شمال بهتر از هر کس جوابش را می داند: ... همان است و عوض گردیده پالان ای قلم (۱) ممنون از الطاف همه تون از نظراتتون خیلی استفاده کردم به امید دیدار شما در بخش نظرات فقط دعا تو این روزها فراموشتون نشه ... التماس حق نگه دارتون ... یا دائم ۱ این عکس رو هم ببینین خالی از لطف نیس |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 17:10 توسط محمدعلی |
|
|
بسم الله
سلام دوستان ممنون از لطف همه شما و معذرت به خاطر تاخیرم چند وقت پیش دوستی گفت که تمامی اعضای شورای مرکزی و اعضای اصلی یکی از احزاب حامی آقای هاشمی رفسنجانی (حزب اعتدال و توسعه) به غیر از آقایان نوبخت و واعظی در دولت جدید صاحب منصب شده اند... باورم نمی شد علی جنتی معاون اجرایی ستاد مرکزی آقای هاشمی علیرضا شیخ عطار از حامیان ایشان و از سخنرانان کنگره انتخاباتی حزب در حمایت از آقای هاشمی طیب نیا رئیس کمسیون اقتصادی دول آقایان هاشمی و خاتمی و از تئوریسین های اقتصادی اصلی حزب کارگزان سازندگی دکتر رضایی سردبیر روزنامه حزب مهندس نصر از اعضای اصلی و استاندار سابق سیستان و بلوچستان اگه حرفهای این جانب رو باور نمی کنین به این خبر مراجعه کنین که داخلش اسم بعضی از افراد مذکور به عنوان اعضای اصلی حزب اومده راستی گویا در جهت ایجاد هوای در سیستم مدیریتی بوده که مهندس نصر از سیستان به سمنان با حفظ منصب جابه جا شده اند... این نکته را هم فراموش نکنین که آقای صمد مومن بالله که ذکرشان در چند پست قبلی آمده است از مشاورت معاون وزیر به معاونت وزیر ارتقا پید کرده اند...(۱) دوستان حواستان باشد خدای ناکرده طوفان تحول و تغییرات گسترده و البته بنیادین خانه خرابتان نکند... راستی تا یادم نرفته... دوستان دعا فراموش نشه فقط دعا کنین دعا تا فرصتی دیگر (اگر به ما بدهند) خدانگهدار یاحق ۱- این اخبار رو هم بخونین واسه اینکه از اوضاع مملکت و به خصوص دستگاه های مرتبط با ریاست جمهوری باخبر بشین بد نیس: فرمانده استشهادي: مخالفت با مصباح، مخالفت با اسلام است وزير فرهنگ:حضور زنان دروزارت ارشاد پس از ساعت ۱۸ ممنوع! و اینم توضیح دستگاه مربوطه... !!! ایران: مذاكره بدون پیششرط با همه انتقاد بسیاری از اعضای هیات علمی دانشگاهها از انتصاب ها در دانشگاه های کشور انتقاد تشكلهای دانشجویی از وزیر علوم طرح تقويت حراست دانشگاه ها اجرا مي شود انتصاب رئیس گروه مشاوران جوان وزیر كشور
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 12:39 توسط محمدعلی |
|
|
بسم الله
باز هم سلام خدمت تمام دوستان با لطف و محبت چند روز پیش شنیدم که آقای جواد وعیدی نطق سازمان ملل رو برا دکتر احمدی نژاد نوشته ... ایشون قبلا مقاله نویس روزنامه همشهری بود و نامزد انتخابات مجلس تو شیراز و تنها کاندیدای ائتلاف آفتاب (ّآبادگرانی ها) که رای نیاورد و به جاش غلامحسین محب رای آورد... به نظر میاد ایشون نطق سازمان ملل رو با مقالاتی که تو همشهری چاپ می کردن و یه عکس خشکل هم از ایشون کنارش چاپ میشد اشتباه گرفتن ... به هر حال... راستی ایشون در مصاحبه ای در خصوص داستان هسته ای اخیر اعلام کردن که : لندن از واشگنتن ماموریت داشت تا فضا را فضای مقابله کند من هم یه دفعه بیخودی یاد دوست عزیزمون جواد لاریجانی افتادم و به نظرم اومد ایشون مهره قابلی واسه مذاکره با انگلیسی ها باشن به هر حال هر چی باشه ایشون برادر نیک براون رو به خوبی میشناسن و گفتگو ها با هم داشتن... ولی باور کنین تا این مصاحبه رو دیدم همه چی از یادم رفت... یه مصاحبه قدیمی با لاریجانی اونم با این تیتر: غلط کردیم با وحشیهای اروپایی مذاکره کردیم! البته اگه همون جواد آقاشون باشه... (من که هر چی گشتم نفهمیدم همونه یا نه ولی اگه دوستان اطلاع دارن بگن ممنون میشم و توضیحات رو اضافه می کنم) باز هم ممنون از لطف همه بزرگواران... تا مطلب بعدی و نظرات شما ... خدا نگه دار همگی باشه یا حق |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 4:8 توسط محمدعلی |
|
|
یا حق
با عرض سلام خدمت همه دوستان با صفا ببخشین که من نمی تونم به شما سر بزنم و یا وبلاگ رو تر وتمیز کنم به هرحال مشکل مسافرته و اینجا هم دسترسی به اینترنت خیلی سخته انشاالله تا ۱۳-۱۴ام مهر بر می گردم و سعی می کنم از شرمندگی همه شما بیرون بیام... چند روز پیش خبری رو تو روزنامه شرق دیدم که تا همین امروز منو متعجب کرده اصلا باورم نمیشه که این اتفاق افتاده باشه.... صمد مومن بالله معاون جدید توسعه مدیریت و امور مجلس وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات شد. او در مراسم معارفه خودش به سه شعار عدالت گسترى، مهرورزى و خدمت و توسعه كشور اشاره كرده و گفته که: «شعار اول تفكر و ايدئولوژى است، شعار دوم سنت و رويه اما شعار سوم كه خدمت به مردم است اقدام و طرح عملياتى است كه منجر به توسعه مى شود.» اگه خیال می کنین خبر صحت نداره می تونیناینجا رو هم ببینین... صمد مومن بالله از اعضای اصلی و چهره های سرشناس تیم مهدی هاشمی (پسر آقای هاشمی) در وزارت نفت (از همون هایی که مافیای نفتی اند و قرار بوده برچیده بشن...) و مسئول تشکیلات حزب اعتدال و توسعه از احزاب رسمی و اصلی حامی آقای رفسنجانیه ... یادش به خیر قبل از انتخابات در وزارت نفت با ایشون جلسه ای خصوصی برگزار کرده بودن (هم شهریان عزیز) و اونحا ایشون به استهزا چند کلمه ای رو در مورد احمدی نژاد و نوع برنامه هاش گفته بود و بعد هم در حمایت از آقای هاشمی به تفصیل صحبت کرده بود و اتفاقا همون جا در جواب یکی از دوستان که گفته بود ما چه طوری می تونیم با بزرگان هماهنگ بشیم گفته بود که با آقای مهدی هاشمی و یا خانم فاطمه هاشمی می توان قرارهای ملاقاتی گذاشت و .... والله اعلم و دست آخر هم باز تشکر از همگی دوستان با محبت که منو تنها نمیذارن... تا یه مطلب دوباره و لطف و محبت شما عزیزان خدا نگهدار همگی تون باشه... یاحق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 6:52 توسط محمدعلی |
|
|
یا ولی
عرض سلام دوباره خدمت همه کسانی که این روزها با نظرات و انتقادهاشون به امید میدن واسه نوشتن دوباره تا چند سال پیش من هم از این شعارهای مرگ بر و دورد بر ها خیلی بدم می اومد ولی باور کنین این شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه » از چند سال پیش که این داستان اتفاق افتاد یه لطف دیگه ای واسه من داره یعنی حسابش به کلی جدا شده از همه شعارهای دیگه اگه اجازه میدین داستانو یه بار دیگه با هم مرور می کنیم ( گرچه ممکنه تکراری باشه مث سریال های صدا وسیما اول حدود سال های ۷۸ و ۷۹ که رئیس جدید قوه قضاییه (آیت الله هاشمی شاهرودی ) به حکم رهبری بر مسند ریاست قوه قضاییه نشست دو تن از علما ( آیت الله صانعی و .... ) نامه ای محرمانه خدمت رهبری نوشتن و با این کار رهبری مخالفت کردن مفاد اون نامه صرفا به اطلاع عده ای خاص از سیاسیون رسید و مورد توجه جدی قرار نگرفت... دوم لقمانیان در یه سخنرانی در واکنش به عملکرد ریاست قوه قضاییه گفت: « آقای شاهرودی شما ویرانه قضایی را ویرانه تر کردید » در پی این سخنرانی لقمانیان ( نماینده مردم همدان ) بازداشت شد مجلس تشکیل جلسه غیرعلنی داد و در حین جلسه علی اکبر محتشمی پور توی یه نطق گفت که همین آقای شاهرودی ای که الآن این نوع عملکرد رو دارن در نجف جز مخالفین امام بودند و با ایشان مخالفت می کردن... جو ملتهب اون زمان موجب شد که یه سری از نمایندگان برن پیش حجت الاسلام دعایی و با توجه به همراهی ایشون با امام در نجف صحت و سقم داستان رو جویا بشن که از قرار معلوم دعایی نیز حرف محتشمی رو تایید می کنه... و بعد ها این خبر هم در راستای تکمیل اخبار قبلی دهان به دهان می پیچه که محتوای نامه اون دو روحانی مذکور هم در همین راستا بوده و اشاره به همین مطلب داشته ... سوم از قرار معلوم هم رهبری و هم شخص آیت الله شاهرودی ارادت خاصی به اندیشه و مسلک امام داشته و دارند و این را در جاهای گوناگون نیز به انحا مختلف ایراد می فرمایند که ... چهارم جمع قابل توجهی از رد صلاحیتی های مجلس هفتم به موجب عدم التزام عملی به ولایت فقیه و یا عدم پای بندی به نظام و به استدلال پاره ای سوابقشان رد صلاحیت شدند... پنجم این رو همه ما می دونیم که سیستم قضایی نبض حکومت اسلامیه و از مهم ترین ارکان نظام به حساب میاد( الفاظ دقیق رهبری در مورد دستگاه قضایی فعلا در دسترس نیست )... ششم به این خاطر که دوستان از پرتغال ابراز انزجار کردن پس این دفعه همگی دست در دست هم دنبال خربزه فروش خواهیم گشت... با تشکر محدد از همه دوستانی که اومدن و نظر دادن و تو قسمت نظر سنجی وبلاگ هم شرکت کردن منتظر نظرات شما هستم.... یا حق
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 9:37 توسط محمدعلی |
|
|
به نام عالم ترین
با سلام دوباره به همه دوستان خوبم اول باید بابت تاخیر چند روزه خودم برای به روز کردن وبلاگ عذر خواهی کنم ... در حقیقت گرچه قصد ندارم وعده ای بدم ولی اگه بتونم انجامش بدم راستش در حال نگارش مطلبی بلند بودم و دوست داشتم اون اولین مطلبی باشه که برای به روز شدن بذارم ولی متاسفانه آماده نشد...من هم موضوع دیگه ای رو واسه نوشتن انتخاب کردم تا اگه تونستم اون مطلب رو بعدا بذارم به هر حال عذر خواهی منو بپذیرین راستی تا یادم نرفته قبل از وارد شدن به بحث از همه دوستایی که تو این چند روز منو تنها نذاشتن تشکر می کنم ۱- امروز داشتم با این چیز و اون چیز ور می رفتم که نمیدونم از کی و کجا شنیدم یکی داره میگه: «این آقا ( دکتر احمدی نژاد ) از اول انقلاب از بچه های انقلابی بوده اصلا از همون اول از بچه های خط امام بوده و سابقه مبارزاتی اش معینه» بیخود و بی جهت یاد چند روز پیش افتادم که از یکی از دوستان در مورد پرونده عباس عبدی پرسیدم ... می گفت: «والا پرونده رفته تو هیئت و حکم برائت هم خورده ولی با وجودی که رو احکام هیئت فقط رئیس قوه قضاییه می تونه تجدید نظر بخواد آقای مرتضوی به حکم اعتراض کرده و سر و صداش بلند شده و آقای شاهرودی هم گفته باید بره تجدید نظر...» ۲- جلسه تشکیل میشه جمع بچه ها جمعه اصغر زاده لب به سخن باز میکنه و بعد از یه مقدمه چینی طرح تسخیر سفارت آمریکا رو میده اونجا یه خورده بحث میشه ولی دست آخر طرح ۵ به ۲ رای میاره احمدی نژاد و سیدی ( اگه اسمش درست خاطرم باشه ) همون ۲ تا مخالفه هستن.(۱) ۳- صبح یه روز نسبتا پاییزی چند نفر دانشجو جمع می شن بی سر و صدا شروع به راهپیمایی می کنند آروم آروم از کنار میله ها نزدیک سفارت میشن چیزی طول نمیکشه که چند نفر یه دفعه حمله می کنن به در ... سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام تسخیر شد. ( این خط امام خط امام از همینجا پیچید تو دهنها و از اینجا مطرح شد طوری که حزب توده هم همون موقع یه کتابچه چاپ کرده بود و جلو در سفارت توزیع می کرد با این عنوان : "خط امام را بهتر بشناسیم" امام حرکت رو فردای همون روز تایید میکنه ولی بعضی از اونایی که سابقه انقلابی شون سر به فلک میزنه از هر امکانی استفاده می کنن که با این حرکت مخالفت کنن حتی شنیده میشه که یکی از علمای بزرگ حکم داده که نماز خوندن تو سفارت به واسطه غصبی بودن ملک باطله ولی باز ... ۴- الف- چند سالی میگذره از قضا آب و هوا عوض شده اوایل دهه ۷۰ هست و ... خبر میرسه که یکی از بچه ها بازداشت شده ... خبر دهان به دهان میگرده ... یکی می پرسه حالا کی هست؟ یه نفر که معلومه خیلی درهمه میگه از بچه های سفارت ... عباس عبدی باز داشت شد... ب- اما حالا یه خورده وضع بهتر شده خاتمی اومده سر کار بالاخره اصلاحات سیاسی و آزادی ... گرچه کاری نکرده ولی باز هم خودش خوبه ... هر چند روز یه خبری تو مملکت میشه چند وقته خبری نیست معلوم نیس این بار نوبت کیه ... عباس عبدی به جرم جاسوسی برای بیگانه دستگیر شد. خاتمی هم می ره وداستان ادامه داره... ۵- دکتر احمدی نژاد ( خط امامی امروز و مخالف شدید حمله به سفارت آمریکای دیروز ) رئیس جمهور می شه اما هنوز پرونده عباس عبدی ( خط امامی دیروز و جاسوس بیگانه امروز ) در جریانه تا خدای ناکرده حرف اشتباهی از دهانش بیرون نیاید. ولی این داستان همچنان ادامه داره ... ۶- پیدا کنید پرتغال فروش را (۱) جالب تر آنکه بعضی ها می گویند : معجزه خط امامی امروز ما در اون زمان در مقابل این پیشنهاد طرح تسخیر سفارت شوروری رو داده (۲) هنوز که هنوزه چهره های منتسب به جناح راست تو محافل درونی و یا حتی سربسته تو مجامع عمومی از این کار انتقاد می کنن ... همین چند وقت پیش یه نفرشون می گفت امام از ته دل راضی نبوده و تو عمل انجام شده قرار گرفته و ... دست آخر باز از لطف و محبت همه شما تشکر می کنم و امیدوارم بازم به ما سر بزنین. راستی اگه اومدین یادتون نره که نظرهاتونو هم بگین و تو بخش نظرسنجی وبلاگ هم شرکت کنین به امید دیدار همه شما در روزهای آینده...حق نگهدارتون باشه یا حق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 13:3 توسط محمدعلی |
|
|
به نام مهربان ترین
سلام دوباره به همه دوستان شاید شب های بعد بیشتر مزاحم بشم و چند تا مطلب مفصل بنویسم ولی امشب تمام حرفی من یه نقل قول از حضرت علیه: مراقب باش که از خود و یاران و اطرافیان و کسانی که مورد لطف و حمایت تو هستند ، به مردم ستمی وارد نیاید. اگر چنین نکنی ، ستم کرده ای و هر که به بندگان خدا ظلم کند، گذشته از مردم ، خداوند دشمن وی می باشد و مانند کسی است که با خدا می جنگد. همین راستی من اگر خدا بخواد و وقت کنم جواب سوال رو فردا شب میدم پس دوستانی که هنوز حدسشون رو نگفتن ممنون میشم اگه تو قسمت نظرات این کار رو انجام بدن تا فردایی دیگر و مطلب تازه خدانگه دار همگی باشه یاحق
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 12:10 توسط محمدعلی |
|
|
باز هم سلام خدمت همه دوستان با محبت که تو این روزای اول من رو تنها نمیذارن
اول از همه خدوتتون عرض کنم که من حالا حالاها جواب این سوال تو پست قبلی ام رو نمیدم پس همه دوستانی که زحمت می کشن این همه راه رو تا اینجا تشریف میارین لطف کنن و تو بخش نظرات حدسشون رو در مورد گوینده ی آین جملات (جملاتی که تو پست قبلی نقل قول کردم) هم بگن... واما امشب ..... امشب رو دیگه واقعا نمی خواستم در مورد سیاست بنویسم ، همین طور بی هدف داشتم کتاب دفترهامو ورق میزدم که اتفاقی یکی از کتاب های قدیمی ام رو دیدم پیش خودم گفتم خوندن دوباره اش بی ضرر نیست و شروع کردم به خوندن حین خوندن دیدم یه چیزی داخل این نوشته ها هست که تکرار پشت سر همش دیگه داره اعصابم به هم می ریزه ولی خب این تکرار انگار بی دلیل یا مصنوعی یا ظاهری و یا بی ارتباط نبود یعنی یه طوری که بشه راحت و با یه نگاه فهمید چی هست ... دیگه داشت این سوال رو مغزم رژه می رفت و من هم تصمیم گرفتم از این به بعد با این نگاه و با این پیش فرض بخونم و حواسم رو بیشتر رو این مساله جمع کنم ... دیگه ۳-۴ صفحه ای به آخر نمونده بود که یه دفعه یه کلمه ای نظرم رو جلب کرد ، دنبالش رو گرفتم و دوباره از اول شروع کردم به خوندن و دقت رو این کلمه و شمردنش .... قضیه یه جورایی واسه ام خیلی جالب شده بود ، انصافا هم جذابه آخه ... بالاخره نیم ساعتی گذشت که شمارش من تموم شد ... باورتون نمیشه حضرت علی تو حدود ۱۵ صفحه نزدیک به ۱۰۰ بار از این کلمه یا مشابه اش استفاده کرده بود می دونین اون کلمه چی بود؟ مردم یا حق |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم شهریور 1384ساعت 13:18 توسط محمدعلی |
|
|
به نام اول اول از همه سلام خدمت همه دوستای مهربون حقوق بشر را اعلام کردند و و برای آن اعلامیه دادند: آزادی بیان، آزادی انتخابات، آزادی مطبوعات، آزادی رادیووتلوزیون از ابتدایی ترین حقوق مردم (حقوق بشر) هستند... باید وکلای پارلمان مبعوث از ملت باشند، باید دولت ملی باشد، باید فشار از مطبوعات برداشته شود و سازمان های گوناگون بر آنها نظارت نکنندو با اعمال فشار، آزادی رااز مردم سلب نکنند: آزادی قلم، بیان، افکار و حق حیات ... ما همیشه برای گرفتن آزادی مردم به هر شکلی فعالیت می کنیم و حاضریم همه جوره هزینه بدهیم... یکی حبس برود، یکی زجر بکشد ... ما حاضربه پذیرش همه چیزش هستیم ... من جملات بالا رو از سخنرانی یکی از شخصیت ها کپی زدم، دوست دارم همه ی دوستانی که تشریف میارن و به من سر میزنن حتما حتما حتما بگن که حدس میزنن این حرفا رو چه یا کسی و کجا زده. جواب های شما واسه من خیلی مهمه چون میخوام واسه تون یه شخصیت فکری گمنام رو دوباره معرفی کنم و... بنابراین دوست دارم همه تون به سوال من جواب بدین: حدس میزنین این حرفا رو چه کسی زده (کی و کجاش رو هم بگین عالی میشه ولی همون چه کسی اش هم کافیه)؟ راستی اگه اسمی به ذهنتون نیومد هم باز بگین مثلا یه آدمی با همچین خط فکری و یا همچین دیدگاهی ... (بهتر از نگفتنه که پس منتظر جواب های شما هستم ممنون که این همه به من لطف کردین و نظراتتون رو گفتین فقط یه توضیحی دست آخر بدم اونم اینکه من دوست دارم تمامی دوستان تشریف بیارن و در باره ی مطالب نظر بدن و منو راهنمایی کنن ولی خب این حق رو هم باید واسه نویسنده قائل شد که لااقل بتونه نظر خودش رو بنویسه مگر اینکه این روش رو نپسندیم و به هر حال از حضور شما خوشحال و از نظراتتون استفاده کردم پس تا یه مطلب دیگه و نظرات شما حق نگهدار همه تون باشه یا حق |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 12:26 توسط محمدعلی |
|
|
یاحق
سلام دوباره به همه بچه هایی که زحمت میکشن این همه راه میان اینجا و سر میزنن به ما امروز می خواستم درباره وبلاگ یه خورده توضیح بدم ولی راسیاتش یه موضوع از صبح تا حالا ذهنمو مشغول کرده شبی هم اطلاعات دقیقشو در آوردم و حیفم اومد که حالا که بحث کابینه و کابینه کشی داغه (گرچه قول دادم سیاسی ننویسم ولی ترک عادت ...) این مطلبو امشب بنویسم و معرفی وبلاگو بذارم واسه شبی دیگر. راستش اوروز صبح از خواب که بیدار شدم تلویزیون روشن بود و داشت در مورد وزرا میگفت و من جمله حضرت محسنی اژه ای که هیچ مخالفی نداشته یه دفعه ذهنم رفت به تاریخچه مسئولین وزارت اطلاعات و به چند تا نکته جالب رسیدم: نکته اول اینکه من حدس میزنم تا حالا هیچ وزیر اطلاعاتی نبوده که با مشکل اساسی تو رای اعتماد گرفتنش روبه رو بشه و این البته از برکات نظام و نشانه اوج و عمق مردمسالاری در اونه نکته دوم اینکه همه ی کسایی که تشریف آوردن تو این وزراتخانه قبلا یه جاییی تو قوه قضاییه مشول به خدمت واسه ملت شریف بودن (خدمت هااااااااااااا حالا این سابقه ی وزیرهاییه که امور اطلاعاتی و امنیتی مملکتو در دست داشتن: یکم- ری شهری : او اولین کسیه که از طرف امام ابلاغ خاص خورد واسه محاکمه آقای شریعتمداری در حقیقت همین ابلاغ نطفه شکل گیری دادگاه ویژه روحانیت شد و ری شهری رو میشه اولین دادستان دادگاه روحانیت نامید ضمنا ایشون از این احکام و ابلغ ها هو زیاد داره واسه محاکمه ها و دادگاه های مختلف و همین آقا استارت وزارت اطلاعات رو هم میزنه و اولین وزیر اطلاعات میشه دوم- فلاحیان : ایشون اولین حاکم شرع آبادان بوده و بعدش هم میره تو دادگاه انقلاب خب بعدش هم که تشریف میاره تو وزارت اطلاعات سوم- یونسی: ایشون هم قبلا دادستان تهران بوده بعد میشه رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خب بعدش هم تشریف فرما میشه تو وزارت اطلاعات چهارم- محسنی اژه ای : این آقا قبلان نماینده دادستان کل کشور در وزارت اطلاعات بوده بعدا رئیس مجتمع ویژه کارکنان دولت میشه و بعد هم دادستان دادگاه ویژه روحانیت. الان هم که استحضار دارین بدون مخالف تو مجلس و با تعریف و تمجیدهای زیاد شده یکه تاز عرصه امنیت ایران پنجم- پورمحمدی : ایشون هم اول کار طرفای دادگاه انقلاب بوده و بعدش مسئول گزینش وزارت اطلاعات میشه و بعد هم معاونت امورخارجه اونجا و تا قائم مقامی هم پیش میره و ... البته حالا هم که وزیر محترم کشورمون شده راستی دری نجف آبادی یادتون نره ایشون هم گرچه سابقه قضایی خاصی نداشته قبل از وزارتش ولی خب بعدش بی نصیب نمونده دری بعد از وزارت اول دادستان کل کشور شد بعد هم مستشار دیوان عالی کشور و بعد معاون رئیس کل دیوان و الان هم که رئیس دیوان عدالت اداری تشریف داره. اما نکته سوم اینه که این آقایون اصولا خیلی خوب بودن و هیچ کس معمولا باهاشون کاری نداره و نکته چهارمی که جالب تر از همه نکات قبلیه اینه که بهشتی و مفتح مدرسه ای رو به نام مدرسه حقانی تاسیس میکنن که اونجا ۵ تا طلبه با هم همقسم میشن که هر کدوم برن بالا دست اون یکی و بگیرن و اون ۵ تا فلاحیان اژه ای یونسی رازینی و پورمحمدی بودن و اولینشون هم فلاحیان بوده که حاکم شرع میشه و دست بقیه رو میگیره و ... به هر حال همه رو گفتم تا بگم اولا غالبا نگاه قضایی خاصی حاکم بر وزارت اطلاعات بوده و گویا هست و ثانیا همیشه این وزارت تو حاشیه امنیتی بوده و واسه خودش خودگردان بوده و ثالثا کمتر پیش اومده روش نظارت جدی باشه و عزل و نصب و نظارت بر اون عملا از حیطه اختیارات رئیس جمهور بیرون بوده و رابعا ( به هرحال حکایت این وزارت خانه و حرف های ما هم مصداق شعر حافظه که میگه : هرکه را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند ما هم خودمون خودمونو می دوزیم تا دست بندگان بی تقصیر خدا به زحمت نیفته و نتیجه هم اینکه تو خود حدیث مفصل بخوان ... راستی نظر بدین حالا در مورد این مطلب هم نباشه من درک می کنم تا فردایی دیگه خدانگهدار یا حق |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 15:21 توسط محمدعلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من حصار خویشتنم
هبوط مرا محصور خویش کرده است درد در خود بودن و ماندن راه گریزی هست؟ |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
اندیشه سیاست اجتماع متفرقه |
| تریبون آزاد |
| از جنسی دیگر |
| مخالف (دیدگاه) من |